سام و شیرین زبونی هاش

  • یک خاله دارم که خیلی به مامانم شباهت داره و ما سال های قبل کمتر با هم رفت و آمد داشتیم، بعد از عید چند باری همدیگرو دیدیم... یک روز سام گفت: دیدی مامانت پیدا شد، گفتم کجاست؟ از مشخصاتی که داد فهمیدم خاله رو میگه... بچم کلی ذوق میکرد از این بابت...
  • چند بار وقت غذا خواسته خوراکی بخوره، بهش گفتم خوراکی رو فراموش کن الان وقت غذاست... حالا هر وقت میخواد خوراکی بخوره میگه مامان بهتره شام رو فراموش کنی وقت خوراکیه...
  • یه حرفی زد گفتم غصه خوردم و دلم سوخت از این حرفت ... دفعه بعد گفت ببین مامان من نمیخوام دلم بسوخه ها ولی ... و دوباره همون حرف رو زد.
  • پفکی که خاله مهشید بهش داده دستشه که وارد سوپرمارکت سرکوچه میشیم.. پای صندوق مغازه دار بهش میگه سامی پفکت رو بده بذارم توی نایلون... پفکش رو میبره عقب و میگه این مال مغازه شما نیست خاله مهشیدم بهم داده...
  • توی کلاسشون یک جفت دوقلوی همسان دارن به اسم های آرتین و رامتین که بهشون میگه آرتین مارتین... من و مامان اونا همزمان میرسیم دنبالشون... وقتی میایم بیرون این طرف اون طرفش رو نگاه میکنه میگه مامان چرا من یکیم؟ اون یکی من کجاست؟
  • یک روز بهش گفتم من به حرف تو گوش می کنم... میگی این کارو بکن اون کارو بکن... فرداش توی این فرصت کاملا مناسب میگه مامان میشه برام اون کارو انجام بدی؟ میگه کدوم کار؟ میگه همون کار دیگه، دیروز خودت گفتی این کارو می کنم اون کارو می کنم... حالا من نمی دونم اون کار چیه ولی خودت که می دونی انجامش بده!!!
  • روزهای زوج میبرمش کلاس ژیمناستیک، همزمان خودم هم با دستگاه کار می کنم... به باباش می گفتم بعد ماه رمضون میرم کلاس ر.ق.ص آذری... اومده میگه منم بعد از این میرم کلاس زومبا آخه اون خیلی شادتره...
/ 6 نظر / 25 بازدید
پاییز مامان اراز

وقتی با وبلاگت آشنا شده بودم سام یک سالش بود . حالا که این شیرین زبونی ها رو میخونم احساس میکنم مردی شده ماشاالله . الهی فداش که زومبا رو به آذری ترجیح میده[بغل]

مامان ارشک و آمیتیس

حسابی بزرگ شده ها.... تا میتونی لذتشو ببر ، یهو تندی خیلی شبیه آدم بزرگا میشن.

الی

نامه اسرار آميزي به نام شانس سلام شايد فکر کنید گفته‌هاي آن کاملاً غیرعقلانی است ولی چیزی را که می‌بینید نمی‌توان انکار کرد!شاید نتيجه آن، فقط و فقط حاصل انرژی مثبت میلیونها آدمی باشه که انرژیشون رو بدرقه این نامه کرده‌اند نسخه اصلی در ونزوئلا نزد دختری دانشجو که بنام ماریا است و ارسال کننده اصلی آن است .... این نامه تاکنون طبق اخبار رسمی مايکروسافت از 15 ماه گذشته تا کنون 49 بار در دنیا به 9 زبان چرخیده شانس برای شما فرستاده شده.با ارسال آن شما خوش شانسی خواهید آورد.کپی‌ها را برای اشخاص بفرستید که فکر می‌کنید به شانس نیاز دارند.این نامه را نگه ندارید.این نامه باید ظرف مدت 96ساعت ازدست شما خارج شود شخصی دیگر به نام داریوش محمودی نیا در روز دوشنبه ساعت 9:50 این پیام را دریافت نمود و بلافاصه آن رابرای 20نفر فرستاد این گونه که او میگوید:پس از فرستادن پیام برای 20نفر 4روز بعد دقیقا همان ساعت با شرکت در همایشی برنده خودروی پراید شدم همان روز جمعه در قرعه کشی همراه اول برنده ی 100 ملیون تومن پول نقد شدم پس اعتقادتو به این پیام مثبت کن وشانستو امتحان کن از آنجا که این کپی باید در سراسر جهان بگردد شما باید 20 کپ

مانا-آش شله قلمکار

عزیزم چه شیرینه. خدب برات حفظش کنه.