پایان نه ماهگی و کلی پیشرفت

دردونه قشنگم

وابستگی تو روز به روز به من بیشتر می‌شود، می‌گویند نامش اضطراب جدایی است. هر چند می‌دانم وابستگی سختی‌های بسیاری به همراه دارد اما اعتراف می‌کنم لذتی بالاتر از این را نچشیده‌ام که زیباترین پدیده دنیای من با آنهمه شور به سمتم بیاید و بی تاب آغوشم باشد. بیخیال شده‌ام، بیخیال کارهای انجام نشده، لباس‌های نشسته، شام، خانه به شدت بهم ریخته، وقت برای این کارها زیاد است، نمی‌خواهم این لحظه‌های ناب را تلف کنم. چون می‌دانم گام‌های استقلال تو سرعت بالایی دارند و من نمی‌رسم به اینهمه شتاب. می‌دانم روزی می‌رسد که دلم برای این روزهایی که همه دنیایت بودم تنگ می‌شود. می‌خواهم جایی برای حسرت خوردن نباشد که قطعا هست ...

بالاخره اولین مروارید سفید و کوچکت جمعه 13 خرداد یعنی دو روز مانده به پایان نه ماهگی بعد از گاز زدن یک شلیل در خانه خاله پیدا شد.

پروسه آموختن چهاردست و پا رفتن هم یک هفته قبل از پایان نه ماهگی تکمیل شد و حالا روزبه روز سرعتت بیشتر می‌شود. عاشق بالا و پایین رفتن از پله آشپزخانه هستی.

وقت بازی که توپت از ما دور می‌شود می‌خواهم توپت را به مامان بدهی گوش می‌کنی دنبالش می‌روی، توپ را برمی‌داری و به مامان می‌دهی.

به خاله مهشید می‌گویی او او و صدایت را کلفت می‌کنی. در خیابان وقت خرید یاد ابراز احساسات به خاله مهشید می‌افتی و تند تند بوسش می‌کنی.

اولین کلامت بَ بَ بود، من می‌گفتم میگی به به، بابا می‌گفت بابا، خاله‌ها می‌گفتند خوب بسه بابا بگو ماما، با یک نگاه شیطنت باری تکرار می‌کردی بَ بَ

مجلس گرم‌کن بسیار خوبی هستی، دست میزنی و میگی هی هی. البته علاقه زیادی هم به کوبیدن روی میز داری.

اما ... خواب شبت همچنان پروژه‌ای است که البته سختیش با دیدن چهره معصومت در خواب فراموش می‌شود.

آهنگ‌های مورد علاقه‌ات: ای جان: کامیار، اگه اگه بوم بوم و نازنین ناز نکن: نریمان، دو دریچه، غصه راهم رو نخور و فرشته: سیاوش قمیشی، تو به اشک اجازه دادی: ابی، بری باخ: منصور و تمام پیام‌های بازرگانی

پ.ن خیلی مهم. اگر دیدید از خانه‌ای روزی 1000 بار صدای تبلیغ آپولونیا کالج و ما‌نی‌نی و دبلیو آی پی و ویزا 777 و  کرم گارنیر، س.و.ت.ی.ن مجیک.ب.ر.ا و پکیج ا.گ.ز.ا.ی.ت من و پرفکت استپز و کرم حلزون و روغن شترمرغ می‌آید فکر نکنید بیچاره‌ها بیکار هستند که دنبال این چیزها باشند یا هیکل‌ها و پوست‌های خیلی جذابی دارند، نخیر، پسرشان این پیام‌های بازرگانی را بادقت دنبال می‌کند چون فعلا علاقه‌ای به برنامه کودک‌های پر جاذبه خودمان ندارد.


این هم ملودی خاله مرجان یا تربچه خودم

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
مامان آرین

وای وای وای وای...سامی جون چه عسلی شدی خاله [ماچ]

خاله مهشید

الهی قربون هر جفت شما فرشته های نازم.[ماچ][ماچ]

مرجان

نمی تونم بهت بگم چه اشتیاقی دارم که پست جدیدت رو بخونم و چه لذتی می برم از بیان زیبای حس مادریت. از این عشق پاک............خدا را شکر می کنم بخاطر لطفش و اینکه ما رو قابل دونست برای والاترین مقام دنیا...مقام مادری سامی گلم مروارید سفیدت مبارک [بغل][ماچ][ماچ] برای سامی و مامانش و خوش بحال خاله مهشید که سامی مهربون اینقدر دوستش داره خدا پشت و پناه همه شما عزیزانم باشه [قلب][قلب][گل][گل]

پوپک

مبارک باشه اون دندون و اون چار دست و پا رفتن . ببوسش

mumi

سلام مبارک باشه چه جالب کوچولوهامون هم سن هستند.

مامان نورا

پرین جان تمام تغییرات شیرین این روزهایش گوارای وجودت ...پایان نه ماهگی ، آغاز اتفاقات تازه ای است که روز به روز از پسرنازنینت موجود شیرین تری می سازد . از این به بعد حرفهای بیشتری خواهی داشت برای نقل کردن از دردانه ات ... مبارکت باشد عزیزم .

mumi

ان شاالله اینم واسه خوشکل پسر[ماچ]