مامان مستاصل

دو تا عکس گذاشتم محض باز شدن دل و این حرفا، پشت بندش میام میگم من مستاصل و درمانده شدم از مهار خشم کودکم. از جیغ ها و خود این طرف آن طرف کوبی و هوارهایی که میزنه و خیلی مواقع علتش رو نمی دونم، باور کنید نمی دونم. از 48 ساعت پنج شنبه و جمعه ای که داشتم بی اغراق 5-6 ساعت در هیاهو و جیغ های مکرر گذشت. سرم درد میکنه، چشمام ورقلمبیده و دست چپم از کتف تا نوک انگشتام تیر میشکه. بعضی مواقع کوچکترین نه ای که میشنوه یک قشقرق به پا میشه. بعض وقت ها هم خیلی میتن و آروم میگه باشه. یک بار پنج شنبه شب از خواب پرید ، یک بار هم جمعه عصر نمیدونم از چیزی ترسیده یا علت دیگه ای داشت، جیغ و فریادهای گوش خراش... یک مدت کوتاهی آروم شد دوباره با بهونه های الکی شروع کرد، خسته شدم داغون شدم نشستم کف آشپزخونه زار زار گریه کردم آروم و پاورچین اومد توی بغلم نشست و دیگه آروم شد ... اما من موندم و این فکر که چرا عاجزم از کنترل اوضاع، من که امروز کلی باهاش بازی کردم و دل به دل کوچولوش دادم. چرا اینقدر به من لج میکنه؟ البته رفتارش با همخونه هم همینجوری بود ولی انگار لجبازی با من در اولویت بود براش. با یک مامان باتجربه صحبت کردم. برای فردا هم وقت مشاوره گرفتم ... امیدوارم بهتر بشم.

/ 6 نظر / 13 بازدید
گل مریم

پرین جان این لحظه های سخت هم می گذره. خیلی خوبه که می خوای از مشاور کمک بگیری. هممون یه لحظاتی به این کمک ها نیاز داریم. امیدوارم بهتر شده باشی :*

جودی

شاید از اینکه توخونه میمونه ناراحته.اگر بیشتر ببریدش بیرون -خونه اقوام یا محیط های باز حالت هاش بهتر میشه.

پاییز مامان آراز

پرین جان من هم با نظر مامان ارشک موافقم . مطمئن باش این نیز بگذرد . به خوبی و خوشی هم بگذرد . [لبخند] در ضمن در حالت های جیغ و لج بدون اینکه باهاش استدلال کنی نظرشو به یه چیزی که براش جذابه جلب کن . تماشای بیرون از پنجره یا بازی با یه وسیله ای که بهش علاقه داره . یاد یه خاطره افتاده . مامان من وقتی خواهرزاده هام که اولین نوه هاش بودن تو فاز لج و گریه بودن ازشون میپرسید میایید بریم تو رودخونه سنگ بندازیم . حالا رود خونه کجا بود . یه جوبی که از جلوی خونه رد میشد و اون دو تا در جا شال و کلاه میکردن . الان اون خواهرزاده هام حدود سی سالشونه و هر دو مامان شدن .

مهربانو

پرین جان بچه ها رو بی چون و چرا باید تا یکسالگی هواشونو داشت یعنی با کوچکترین نقی که میزنند زود بهشون رسیدگی کنیم تا احساس عدم امنیت نکنند ولی به محض اینکه این سن تموم شد و نزدیک دوسال شدند باید یاد بگیرن که برای خواسته هاشون صبر کنند و با جیغ و داد کارشون راه نمی افته . میدونم وقتی باید محلش نذاری و اون بیشتر داد میزنه چه حالی داری .. گاهی ادم دلش میخواد سرشو بکوبه تو دیوار . بهتره بعد از کمی بی محلی جایی رو براش در نظر بگیری مثل یه گوشه ای یا روی پله تو خونه ، مواظب باش حموم و دستشویی جاهای ناجور نه ها .. یه جا که نتونه اسباب بازی داشته باشه یا تی وی ببینه . بهش بگو باید بری 5 دقیقه بشینی اونجا تا مدت تنبیهت تموم شه و تو دیگه عربده نزنی بعد که خودم گفتم بیا و میتونی وسیله بازی برداری .. تا درست رفتار نکنی از چیزی خبری نیست . هیچوقت جلوش گریه نکن اون نباید استیصال تو رو بفهمه . مشاوره کار خوبیه بشرطی که مشاور خوبی داشته باشی. بیا بگو چی گفت . حرص نخور همه مون این روزا رو گذروندیم[ماچ]

مامان آرین

من درکت میکنم عزیزم...من اینروزها رو داشتم...کاری که میکنم اینه میزارمش تو اتاق و بهش میگم هر وقت حالت خوب شد بیا بیرون با هم صحبت کنیم من متوجه نمیشم چی میگی...در اتاق رو نیمه باز میزارم گاهی میدوه دنبالم و بازم جیغ میزه میشینم روبروی صورتش میگم چی میگی من متوجه نمیشم چی میخوای...اگه بازم جیغ زد میزارمش دوباره تو اتاق و میگم هر وقت حالت خوب شد بیا خیلی وقتها خوب جواب میده این کارم میاد بیرون میگه حالم خوب شد...بهش میگم وقتی این کارا رو میکنی عصبانی وناراحت میشم براش توضیح میدم هر چند نمیدونم می فهمه یا نه ولی من میگم...بچه ها تو این سن باید یاد بگیرند صبر کنند و اینکه بدون بی محلی بهترین ابزار واسه کنترلون وگرنه میفهمه اون با جیغ و داد میتونه تو رو کنترل کنه

گلی

عزیز دلم اصلا خودت را ناراحت نکن....لج بازی و جیغ و هوار گهگداری سراغ این پسر بچه های امروزی میاد....روشهایی که دوستان بهت گفتن خیلی خوبه ولی مهمترین کار اینه که در مقابل لج بازیش خودت را بزنی به اون راه...مثلا کارت رو انجام بدی یا تلویزیون رو روشن کنی و بشینی پاش خلاصه کاری کنی که بهش بفهمونی جیغ و هوار هاش اصلا برات مهم نیست...باورت میشه وقتی آراد روی مود جیغ و گریه میره من بهش لبخند می زنم و در حالیکه دارم از سر درد میمیرم خیلی ریلکس بهش میگم :"اصلا برام مهم نیست که داری گریه میکنی...گریه کن و هرچقدر دوست داری جیغ بزن ....من اصلا برام مهم نیست !!!!"...باور کن فینگیل بچه این قضیه رو می فهمه و حداکثر سه دقیقه بعدش گریه اش بند میاد...به نظر من در مورد پسر بچه ها کمی باید قاطع بود.... البته من همیشه هم اینقدر ریلکس نیستم خیلی وقتا هست که هوار می زنم و حتی پیش خودمون باشه ضربه ای هم به باسنش میزنم !!!!... ولی در کل این روزها میگذره ....خودت رو اصلا اذیت نکن[ماچ][ماچ][ماچ]