پاییزِ من

پاییزِ من سبد خرمالوهای منظم چیده شده در یخچالِ. پاییزِ من یک کاسه انار دون شده‌س با نمک. پاییزِ من یک سینی سفید کوچک با دو تا لیوان چای و شکلات و بیسکوییت پشت پنجره‌س. پاییزِ من پیچیدن بوی لبوی پخته تو خونه‌س. پاییزِ من بسته شدن پنجره‌هاست. پاییزِ من گرمای خونه‌س وقتی هنوز شومینه خاموشِ. پاییزِ من بارون و بارونِ. پاییزِ من داشتن یه همراه واسه رفتن زیر بارونِ. پاییزِ من سُرخوردن زیر پتو ساعت 11 شبِ بدون فکر کردن به 6 صبح فردا ...

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاتیانا

اوه چه پاییز هوس انگیزی داری خواهر!!![چشمک]

شیلا

سلام ممنون که پیشم اومدی دوستم

آدم بزرگ

[پلک] پائیز من... شاید امشب بود که زیر بارون آواز خوندم آب رفت تو کفشام یخ زدم تا رسیدم خونه .......... پائیز منم خرمالو و کاسه انار و لیوان شیر کاکائوی داغ داره اما فرق با مال شما اینه که یک کاسه انار یک لیوان یک صندلی یک پنجره.... یک.... یک... ......................... پشت این پنجره (مثل یک پنجره در تاریکی که به یک پنجره می اندیشد) به تو می اندیشم پشت آن پنجره در تارکی به چه می اندیشی؟؟؟؟

آدم بزرگ

به روزم با یه پست چند تیکه... اگه تشریف بیارید سرافرازم میکنید. قدمتون روی چشم [گل]

مامان ارشک

ساعت 11 می خوابی؟[تعجب] خوش به حالت[ناراحت] آیکون اشک ریز پیدا نکردم.

ننه قدقد

می بینم که آرزوت براورده شد و همش داره بارون میاد!

گل مریم

میشه از اون پاییزتون که خرمالو داره دو تا دونه بردارم؟

پوپک

یکی از بهترین توصیف ها در مورد پاییز . عالی بود

آدم بزرگ

روزي پرنده ای كه قناری نبود ، بود فصلی كه هيچ گاه بهاری نبود ، بود روزی دهی كه مزرعه های طلايی اش در چارچوب هيچ حصاری نبود ، بود جايی كه خط سبز رديف درختهاش در امتداد رود ، كه جاري نبود ، بود روزی مسافری كه به اينجا نيامد و دنبال چشمه ای و چناری نبود ، بود مردی و بقچه ای پر اندوه خشك نان: كه گاه بود و گا هگداری نبود ، بود در حجمی از ستاره كسی ناپديد شد اين قريه ميزبان سواری نبود . بود؟!