پیشرفت های 26 ماهگی

پسر کوچولویی که با غلط غولوط حرف زدنش دل ما رو می بره : مامان آنوم، مامانون، بابانون، باباش، ماماش. آمد، است، نیست، سلام و خداحافظ و مرسی به سبک خودش.

پسر کوچولویی که عکس خوردنی های مورد علاقه ش رو از مجله های عمه ش میکنه و میذاره تو ساکش تا عصر که میریم دنبالش به ما نشون بده چی دوست داره.

پسر کوچولویی که عروسک گرس (خرس) ش رو خیلی دوست داره و وقتی می خواد از خونه بره بیرون بهش میگه بخوابه و وقتی برمیگرده خونه بیدارش میکنه. وقتی مامانش اجازه باز کردن در یخچال رو بهش نمیده، گرس رو میاره تو آشپزخونه و بهونه میکنه که اون خیار شور میخواد بعد بزور میچپونه تو دهن گرس بیچاره.

پسر کوچولویی که تازگی به سختی راضی میشه حموم بره، تعویض جا بشه، برای بیرون رفتن لباس بپوشه، در روز هزار تا نه خیلی محکم میگه و همچنان طبق عادتی که از اول داشت شب تا صبح سه تا شیشه مخلوط شیرخشک و شیر پاستوریزه میخوره. و مامانش نمی دونه چه طور، پروژه ترک شیر شب رو شروع کنه که بیشتر از این به دندون هاش آسیب نرسونه و حسرت یک خواب شبانه کامل به دلش نَمونه. دکترش می گفت باید آبمیوه طبیعی رو جایگزین کنید. نمی دونم اثر ترک یکباره بهتره یا تدریجی؟ لطفا اگر تجربه ای در این زمینه دارید راهنماییم کنید.

/ 6 نظر / 6 بازدید
رویا

آخ من عاشق وقتیم که پسرم می‌گه ماماش. این خواب بچه‌ها هم که تا درست بشه ما پیر شدیم! فقط خواستم بگم که آب میوه هم باز شکر داره و اگه می‌خوای با چیزی حایگزین کنی با آب از همه چی بهتره. مخصوصا آب پرتقال که اسیدی هم هست. من یه جا خوندم که ترک یکباره برای بچه‌های این سنی بعضی وقتا راحت‌تره چون مدل تدریجی قاطی می‌کنن که خب پس کی می‌تونن بخورن و کی نه. ولی من خودم چون شیر خودم رو می‌دادم تدریجی گرفتمش و به نظرم خوب بود. یعنی اصلا گریه نکرد و خیلی راحت قبول کرد. خوبه که یه دلیلی بیاری. مثلا من بهش می‌گفتم که دیگه بزرگ شدی و دو سالت شده و مراسم تولدش رو با شرح و تفصیل یادش می‌اوردم.

پاییز مامان آراز

عزیزم تجربه های این چنینی به سبب گذشت ایام فراموشم شده و ولی تا دلت بخواد قربون صدقه شیرین زبونی هاش رفتم[چشمک]

مامان ارشک

قربونش برم من. تجربه من می گه بهش آب بده. شب که می خواد بخوابه سیرش کن و مرتب شب که بیدار می شه براش تکرار کن که دندوناش خراب می شه. ما این پروژه رو تا 18 ماهگی داشتیم و من همیشه بعد از شیر بهش آب می دادم. آبمیوه هم چاره نیست بچه تو این سن باید یاد بگیره که شب تا صبح چیزی نخوره. اب بهش بده اونم با لیوان. البته به نظر من.

جودی

فکرکنم اول باید بتدریج شیرخشک را مقدارش را کم کرد تااز شیرینی ترکیب کاسته بشه بعد هم یه مدت شیر پاتوریزه تنها و در اخر هم اب به شیر اضافه بشه.

پوپک

قربون اون غلط غولوط حرف زدنش

مسی

ای توو روح این بلاگفا که من اینهمه مینویسم ارسال نمیشه اینجا ما کلی قربان صدقه پسرکمان رفته بودیم و راه حل داده بودیم که سوراخ سر شیشه را هر شب کمی گشاد کن تا هی براش خوردنش سخت بشه و احساس ارامش بهش نده بعد خودش دیگه نمیخوره هاهاها