همدان

جمعه ساعت 5 صبح شال و کلاه کردیم و با یک گروه بسیار پرانرژی عازم همدان شدیم. باورمان نمی‌شد بشود ساعت 6 صبح در اتوبوس در همین اتوبان کرج- قزوین خودمان با آهنگ "هی جیگیلی جیگیلی اخماتو وا کن" رقصید. باورمان نمی‌شد آدم‌هایی باشند که اینقدر انرژی داشته باشند و کل مسیر رفت و برگشت را بزنند و برقصند از لیدر تور گرفته تا همین همخونه خودمان.تعجبخلاصه جای شما خالی هر چند ساعت 12 شب خسته و کوفته رسیدیم ولی ارزشش را داشت. 

غار علیصدر بزرگترین غار آبی جهان است. طی کردن مسیر‌های آبی آن با قایق و قدم زدن در دهلیزها و دالان‌ها و بالا و پایین رفتن از پله‌ها برای من بیشتر شبیه یک رویا بود طوریکه دلم خواست ساعت‌ها در آنجا باشم و از این همه شگفتی و بوی نم و رطوبتی که همیشه عاشقش بوده و هستم لذت ببرم ولی همین رطوبت بالا در طولانی مدت تنفس را دشوار می‌کرد.

پی‌نوشت1: هنوز هم نمی‌دانم چرا خاله سوسکه همدون را برای شوهر کردن به مش رمضون انتخاب کرده بود!!!

پی‌نوشت2: من همیشه بوی خاک نم‌زده یا بارون زده را دوست داشته‌ام ولی افزایش شدید این میل به دلیل کم‌خونی است.

/ 10 نظر / 4 بازدید
سحر

هر روز بامداد ..... لحظه ای چند آرنج خود را بر درگاه پنچره آسمان بگذار و دیده بر چهره پروردگار خویش بدوز سپس با تصویری از این دیداركه در دلت نقش بسته است نیرومند و استوار برای روبرو شدن با یک روز دیگر به پیش رو. سلام دوست نازنين کلبه قشنگی داری منم با نامه ای عاشقانه از حکیم بزرگوار دکترشریعتی به روزم درضمن بالاخره تونستم آموزش فال قهوه رو تو وبلاگم قرار بدم ..در کنار اون لینک مجموعه بی نظیر60فیلم ترسناک و آموزش ماساژ هم گذاشتم ..خوشحالم که با کمک دوستای خوبم بالاخره موفق شدم ..راستی دوست داشتی سربزن من که خوشحال میشم این رفت و آمد ادامه داشته باشه و دوستای خوبی برای هم باشیم...روز پائیزی قشنگی رو پیش رو داشته باشی مهربون

پریا

معلومه حسابی خوش گذشته.........

مامان ارشک

خوش به حالتون من هم خیلی دوست دارم برم اونجا ولی هنوز نطلبیده.

گل مریم

تو تا اونجا رفتی، از خاله سوسکه یه پرسشی به عمل می آوردی خوب جونم.

مامان ارشک

فکر کنم زمان .... است. یک چی می گفتی شما که الان یاد من نیست. دوره .... همونم من الان

نوید

سلام .واسه اینکه خاله سوسکه در اون شهر زندگی میکرد[لبخند]

ننه قدقد

داستانش تخیلیه! غار علیصدر خیلی زیباست منم باهات موافقم.

دردانه

پس رفته بودی شهر ما .......

نیکزاد

چون همدون بود که با رمضون می خوند. به ضرورت قافیه!!!