کوچولوی لجباز شیرین زبونم

ظاهرا این لج بازی ها و استقلال طلبی و اصرارت برای اینکه همه کارها رو" آم " انجام بده اقتضای دو سالگی و بعد از اون هست. پس دیگه خودم رو سرزنش نمی کنم و تلاش می کنم بیشتر به خودم مسلط باشم. من و همخونه بهم قول دادیم دائما این نکته رو به خودمون و بهم دیگه یادآوری کنیم. این روزها اولین و بیشترین حقی که برات قائل هستم اینه که تو بچگی کنی و من نمیخوام از پشت یک حصار به تماشای دنیای تو بشینم. من میخوام حصارها رو بردارم، من دارم تمرین می کنم ولی قدم های اول خیلی سخته ...

پ.ن. مسی عزیزم ممنونم از راهنمایی هات

/ 8 نظر / 11 بازدید
منصوره مامان نورا

پرین نازنینم دوسالگی یکی از بحرانی ترین هاست . توی این سن بچه قلمروی خودش رو مشخص می کنه . احتمالا می دونی دلیل و ریشه ی این لجبازی ها چیه . اما باز هم به عنوان یک راه طی کرده ، من برات می نویسم : سام می خواد بدونه تا کجا می تونه پیش بره و آزادی عمل داره و این قلمرو دقیقا به رفتار شما بستگی داره که سمت و سو پیدا کنه . خیلی از واکنشها رو سالها بعد نشون می ده در حالیکه پایه های این قلمرو امروز گذاشته شده . تصمیمی که با پدر سام گرفتی خیلی ارزشمنده . خیلی خوبه که حصارها رو برداری و بهش آزادی بدی تا تمرین کنه و از دل همین آزادیها خلاقیتش شکوفا بشه ، اما خیلی ظریف و دقیق این کار رو انجام بده عزیزم تا مبادا گستره ی این قلمرو براش تعریف بی حدی داشته باشه و دامنه ی خواسته هاش طوری گسترش پیدا کنه که مهار کردنش در آینده سخت باشه . مطمئنم که از پسش برمیای پرین جان .

گلی

خصوصی داری عزیزم

زهرا(مامان مهتاب

راهی که انتخاب کردی کمی سخت هست اما مطمئنا نتایج خوبی خواهد داشت هم برای خودت و هم برای سام عزیز.

پاییز مامان آراز

من خوبم عزیزم . ممنون از احوالپرسیت . موفق باشی مامان صبور . [قلب]

مسی

ای بابا این جا هم کلی احساسات در کردیم بارها و بارها برای این قیافه لجباز و دوست داشتنی ، دیدی ادم دلش میخواد لهشون کنه و نمیذارند هاهاها

الی

اولین باره که یه مامان عکس بچه ش رو تو وبلاگ گذاشته و به نظر من بچه ش خوشگله! مردم از بس مامانا عکس بچه های زشت رو گذاشتن و قربون صدقه اون بچه زشت رفتن. آخیش چقدر دیدن بچه خوشگل خوبه [لبخند]