پایان سال 90 و 18 ماهگی بچه و احوالات من

با وجود سرما و زمستون سخت امسال، جنب و جوش اسفند رو دوست دارم. هرچند تا این لحظه هنوز خونه تکونی نکردم و خونه هیچ نظم و ترتیبی نداره و هیچ چیزی سر جای خودش نیست. دوشنبه هفته پیش واکسن 18 ماهگی رو زدیم و فعلا خلاص تا 6 سالگی به امید خدا. به بهونه واکسن سه روز مرخصی استعلاجی گرفتم و موندم پیش سام یا به قول خودش "هام". خواستم از فرصت استفاده کنم کابینت ها و کمدها رو مرتب کنم که زیاد امکانش نبود یا همه چیز شکستنی بود یا دنبال من از چارپایه بالا می اومد یا می خواست کنار من پای ظرفشویی باشه و آب بازی کنیم. با همدیگه اسباب بازی ها رو شستیم که البته بعد از اون روز هر وقت نگاه میکنی میبینی کلی اسباب بازی توی ظرفشوییه. دو بار با هم رفتیم خرید که اصرار داشت کیسه های خرید رو بگیره دستش بیاره. خلاصه علیرغم اینکه دیگه یاد گرفتم خیلی از کارها رو به مدل جدید بچه داری انجام بدم ولی هنوز از انجام بعضی کارها هم عاجزم.

از جمعه هم که یک ویروس گلاب به روتون حالت تهوع، دل پیچه، تب و لرز اومده سراغم نه نمیذاره چیزی بخورم نه میذاره کاری انجام بدم. کرخت و بیحال می افتم یک گوشه، دیگه استعلاجی هم ندارم. نیمه دوم سال چقدر بیماری و ویروس زیاد بود خداییش.

سال 90 برای من شروع تجربه کار و بچه داری بود. روزهای سخت زیاد داشت ولی خوب تجربه جدیدی بود که با همراهی عزیزانم خاله های سام و مامان بزرگش به خوبی گذشت. امسال سام نشستن و راه رفتن و تا حدودی حرف زدن رو یاد گرفت. دندون درآورد، زمین خورد بلند شد، برای رسیدن به خواسته هاش تلاش کرد و از همه مهمتر ما رو مامان و بابا صدا کرد.

حالا که به روزهای آخر سال نزدیک میشیم خدا رو به خاطر سلامتی و خوشبختی و لحظه های خوبی که داشتیم شکر می کنم و آرزو می کنم:

مردم و کودکان سرزمینم در آرامش و صلح و دوستی باشن. دلشون آبی و زلال باشه. لبخند و شادی باشه. انسانیت و نوع دوستی باشه. فقر نباشه، جنگ نباشه، کسی به ناحق در بند نباشه. پدر و مادری در حسرت دیدار فرزندشون نباشن، فرزندی در حسرت دیدار پدر و مادرش نباشه. تهدید و زور نباشه. آزادی باشه و یک آسمون آبی.

همه عزیزانم، خانواده، دوستان دنیای واقعی و مجازی سلامت باشن و دلشون مملو از عشق و امید باشه. امیدوار، پرانرژی و با اندیشه های مثبت به خواسته هاشون برسن.

همه کوچولوها از جمله کوچولوهای دنیای مجازی که خیلی هاشون رو از وقتی به دنیا اومدن میشناسم شاد و سلامت در آغوش پدر و مادرهاشون باشن و دور از همه خطرات و آسیب ها.

مادر و پدرخوبی برای کوچولوی شیرینمون باشیم و در تربیت و پرورشش موفق باشیم.

آهان راستی یه مطلب مهم آقایون محترم که هیچ کدومشون هم اینجا رو نمیخونن اتفاقا، بیشتر و بیشتر هوای خانوم های گلشون رو داشته باشن، خستگی هاشون رو درک کنن و اون ها رو در قالب یک سوپر وُومن نبینن و اگه نقش سنگین مادری رو هم به دوش دارن بیشتر بهشون ابراز محبت کنن و بهشون انرژی بدن.

یک آرزوی دیگه هم دارم : دیدن خواهر و خواهرزاده گلم.

سال نو مبارک

/ 4 نظر / 16 بازدید
پاییز مامان آراز

عزیزم برای لحظه لحظه های خوشبختیت از صمیم قلب خوشحالم و سالی زیبا تر برایت آرزو میکنم [قلب]

منصوره مامان نورا

پرین عزیزم ، سال نوی تو هم مبارک . برات بهترین ها رو در سال تازه آرزو می کنم . سالی سرشار از شادی و شادکامی و روزهای رنگی همراه با سلامت و صحت کامل . سالهاست که بهترین دعایم برای آدمها تنهاشده آرزوی شادی و آرامش به همراه سلامت . فکر می کنم این کاملترین و بهترین تمنای من از خدا برای دوستانم هست . جمع تون همیشه گرم ولحظه هاتون همیشه شاد دوست خوب من .

زهرا(مامان مهتاب

سلام.سال نو مبارک.امیدوارم در سال جدید به همه آرزوهای قشنگت برسی.[قلب]