پنج دقیقه واسه خودم

من اعتراف می کنم مادرشدن خیلی سخت تر از تصورات من بود. من اعتراف می کنم مادرشدن دیدن، شنیدن و لمس کردن به گونه ای متفاوت از همه سال های عمر است. من در این چهل و پنج روز از دنیای مجازی و واقعی جدا شدم. همه دنیا برای من در وجود یک موجود کوچولو خلاصه شد. من خستگی هایی که می گفتید درک کردم. اعتراف می کنم که پیش از این درک من بسیار ناقص بود. من از قدم زدن با این موجود کوچولو در خیابان می ترسم. احساس ناامنی از اینکه چگونه از او در برابر تمام خطرات محافظت کنم تمام وجودم را پر می کند. این روزها کمتر از قبل از گریه هایش مستاصل می شوم. از صداهای جدید و خنده های غیرارادیش به آسمان می روم. اعتراف می کنم عشقی که به این موجود دارم با هیچ پدیده ای قابل مقایسه نیست. اعتراف می کنم که من با مادرشدن موجود دیگری شدم و می دانم که این تازه ابتدای راه است ...

پ.ن.1. وقت بسیار تنگ است برای نوشتن از کوه حرف هایی که در دلم دارم. از خاطرات و لحظه ها و احساساتی که که دنیای این روزهایم شده است. در اولین فرصت خواهم نوشت.

پ.ن.2. نیازمند یاری سبزتان هستم: من به توصیه کتاب ها گوش کردم برای انتقال احساس امنیت به کودک از طریق در آغوش گرفتن او، اما ظاهرا سام به شدت به بغل کردن عادت کرده. واقعا کودک در این سن بغلی می شود یا خیر؟ سوال بعدی اینکه  بیشتر مواقع سام در هنگام شیر خوردن و گاهی در خواب مشغول تقلا کردن یا همان زور زدن است. گاهی با آرامش می خوابد و شیر می خورد گاهی هم کاملا ناآرام است. لطفا از تجربه هایتان در این دو مورد به این مادر بی تجربه بگویید. بی نهایت ممنون

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

پسر من ۴ روز از پسرت بزرگ‌تره. اونم این مشکل زور زدن رو داره و باعث می‌شه خوب نخوابه. همه‌اش امیدوارم بزرگ‌تر که بشه بهتر بشه.

پریسا

قدم نورسیده مبارک باشه. منهم مثل همه میگم که بغلی شدن وجود نداره. هنوز نیاز داره به آغوشت. لبریزش کن و لذت ببر.

نسرين

من به توصيه هيچ كس براي بغلي نكردن كودكم گوش نكردم و تمام مدت در آغوشش كشيدم حتي بيشتر اوقات خواب هم كه بود روي تخت نمي گذاشتمش و همان جا ساعات طولاني در آغوش خودم نگهش مي داشتم خوب بغلي شود فرض كه شش ماه تمام هم كودكت را در آغوش بكشي لذت مي بري نه چيز ديگر بعد از شش ماه اصلا بچه زياد بغل نمي ماند راستي مژده كه اين روزهاي سخت به زودي جاي خودشان را با شيرين ترين روزهاي زندگيت عوض خواهند كرد

مامان کسری

کوچولوی نو رسیده اتون مبارک باشه. بر اساس تجربه من به خاطر جلوگیری از دل درد کوچولوتون بعد از غذا عرق زیره بخورید هم شیرتون زیاد میشه هم نوزاد دل درد نمیشه

پوپک

میگذره هرچند سخت . روزهای خیلی بهتری هم پیش رو داری

گلنار

پرین جون من از وبلاگ مامان ارشک اومدم اینجا.حیفم اومد برات کامنت نذارم.کاملا احساست رو درک می کنم.اصلا نگران نباش این روزها می گذره گرچه به سختی ولی بعدا که یادشون بیافتی باورت نمیشه که چرا اینقدر نگران بودی. در مورد بغل کردن دختر من هم خیلی بغلی بود ولی خودم ایجوری احساس بهتری داشتم.حس خوبیه بقول مامان ارشک تا می تونی از این لحظه ها استفاده کن چون معمولا پسرها زیاد اجازه اینکار رو نمی دن.در مورد ناآرمی اش دکتر دختر من هم همون کولیک اید رو که مامان ارشک نوشته بود بهش داد.واقعا فوق العاده اس به یاد ندارم دخترم از دل درد ناآروم باشه.به هیچ وجه.اینجوری هم خودت و هم بچه در آرامشین از دکترش بپرس اگه اجازه داد بده عالیه

شیلا

تا میتونی کوچولو رو بغل کن هر دو احساس بهتری دارین این دوره کوتاه و میگذره وقتی به حرکت بیفته دوست داره همه کارش رو خودش بکنه این لحظه ها رو از دست نده برای زور زدنش فکر کنم کولیک داشته باشه رومینا نداشت اما در کنار داروی کولیک ماساژ دلش هم تاثیر داره

زهرا(مامان مهتاب

اول تولد پسر کوچولوت مبارک باشه. من هم مثل بقیه مادرها معتقدم بچه یک ماهه بغلی نمی شه .او توی بغل شما آروم میگیره .همین.

بازم مبارکت باشه.شنیدن کی بود مانند دیدن رو حس کردی؟[چشمک] فقط نذار این ترس تو دلت بمونه که بیرون ببریش .در مورد بغل کردن هم که بقیه گفتن.دیگه اینکه کیف کن و کیف.

شیرین

[ماچ]اون بی نام و نشان من بودم[چشمک]